شماره مقاله: 1834

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1834



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

برای خدیجه مقدم/ فرخنده احتسابیان

پنج شنبه22 فروردین 1387


سه شنبه بیستم فروردین ماه 1387ساعت 2بعد از ظهر : خبر دستگیری خدیجه مقدم مانند پتکی بر سرم فرود می آید . افکارم پریشان است . در راه رسیدن به محل با خود فکر می کنم ، او که تازه از پرستاری همسر بیمارش که یک ماه پیش عمل سختی راپشت سر گذاشته بودند فارغ شده بود و داشت کم کم آثار نگرانی از چهره اش پاک می شد. نه این انصاف نیست برای کسی که تمام زندگیش را وقف زنان محروم این مرز و بوم کرده است و این دستمزد او نیست.

تمام فعالیتهای خدیجه مقدم یکی یکی از جلوی چشمانم رژه می روند. نیازی نیست که خدیجه مقدم را از خیلی دورها بشناسی، آنقدر عملکردش صاف و شفاف است که هیچ نقطه تاریکی در آن نمی بینی. پس به خود می گویم به کدامین گناه ؟؟؟؟ تشویش اذهان عمومی! با عملکردهای خدیجه مقدم در جامعه مدنی این جمله کاملا مسخره به نظرم می رسد و یک نوع دهن کجی است به افراد جامعه.

خدیجه مقدم کدام اذهان را مشوش کرده که به ضرر جامعه بوده؟ اذهان زنان کار آفرین و زنان خود سر پرست را؟ اذهان زنان بم را با براه انداختن تعاونی زنان بم؟

باز به خدیجه مقدم فکر می کنم که با چه شوری از زنان بم می گفت و از فرهنگسرایی که برای زنان بم در حال ساخت بود. هرگز ندیدم که از انجام کاری خسته و نا امید شود. در نا امیدوارترین لحظات کافیست که با خدیجه مقدم صحبت کنی کاملا امیدوار به راهت ادامه می دهی.

خدیجه مقدم را شاید زمان زیادی نباشد که می شناسم ولی در این مدت کوتاه به اندازه سالیان درازی از او آموختم. آموختم رفتار دموکراتیک را، آموختم رفتار صلح آمیز و تعاون ر ، آموختم استقامت و صبوری را و آموختم رفتار مسالمت آمیز را و اینکه هرگز من نباشی و همواره بگویی ما.

به چشم خود دیدم که چگونه درد آسیب دیدگان اجتماعی دلش را به درد می آورد و اشک را بر گوشه چشمانش می نشاند . او یک فعال مدنی است و دلش برای مردم محروم این مرز و بوم می تپد. او پناهگاه امنیست برای بی پناهان کشورش و این را می شود در کارنامه درخشانش به وضوح ببینی.

وقتی مشکلی پیش می آمد اولین مشاور و راهنما خدیجه مقدم بود ، آیا اکنون در نبود او خواهیم توانست آموخته هایمان را بکار بندیم ؟

پاسخ به اين مقاله

پيامهاى سخنگاه:261