تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > كوچه به كوچه > بازداشت زنی که به برگی عاشق است/ شیما فرزادمنش

بازداشت زنی که به برگی عاشق است/ شیما فرزادمنش

24 فروردین 1387 - - نسخه قابل چاپ

دستهایش را که می بینم، یاد بچگی هایم می افتم که در تصور کودکانه ام پلیس نماد امنیت بود و البته آدم های دزد و بد خلافکارانی دست بند به دست. حال مدت هاست که پلیس برایم نماد وحشت و ناامنی است.

و این روزها نوبت به دست های نازنین خدیجه رسیده است که در بند باشد. زنی که سالهاست به فعالیت های زیست محیطی می پردازد، تعاونی های زنانه راه می اندازد ،در بازسازی بم زلزله زده شرکت می کند و از اعضای کمپین و کمیته مادران و صلح است. برای آزادی راحله ی زندانی و بازگرداندن مادری در کنار فرزندانش تا روستای او می رود شاید که رضایتی بگیرد...و حالا به جرم همه ی این ، در سلول انفرادی تاریک و سردی گرفتار شده تا دیگر کار بد نکند!

مادران کمپین دلگرمی و امید همه ی آنانی هستند که امید به تغییر بسته اند. فراموش نمی کنم که با دستگیری هر کدام از بچه ها خدیجه را که به سرعت در پشت درهای کلانتری و بازداشتگاه می رفت تا مگر چاره ای کند و کمترین لطف حضورش امید ودلگرمی به مادری نگران و خانواده ای عصبی بود.

اگر همه ی نوشته هایمان باز هم تکرار مکررات باشد در وصف آنانی که تا دیروز کنارمان هستند و ناگهان به جرم انسانیت در بند می شوند، این نوع دستگیری خدیجه اینبار شاهکاری است که از یکنواختی ماجرا می کاهد. چه کسی دیده است که ماموران پلیس پنهانی وارد حیاط خانه ی زنی شوند و در خانه اش را به زور باز کنند و بدون نشان دادن حکم، اقدام به به بردنش به بازداشتگاه؟ خدیجه را نه در تجمع خیابانی، نه در حین جمع آوری امضا و نه در جلسه بلکه در خانه اش دستگیر کردند به جرم اینکه در خصوصی ترین مکان زندگیش، به فعالیت هایی می پردازد که معتقد است به بازسازی این جامعه ی پر از سیاهی و فروریخته کمک می کند و صدالبته که جرمش هم همین است.

دستبند بر دستهایش می زنند و می برندش تا زین پس برای برگزاری هر مراسمی در خانه اش از نیروی انتظامی مجوز بگیرد. شوهرش گفته باید بجای دستبند بر دستهای همسرش بوسه زد...چه شباهت غریبی است میان زنان اسیر ظلم و تبعیضات خانوادگی و آنانی که بر علیه این تبعیضات مبارزه می کنند هرچند خود کمتر آن را تجربه کرده باشند؛ همگی باید چند روزی از زندگی را در بند سپری کنند، گیرم نه برای سرقت و همسر کشی و رابطه...صرفا برای دفاع از برابری و صلح و آزادی.

به بالاترين بفرستيد





پيامهاى سخنگاه:234